محمد تقي جعفري
246
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
حكمت در اين شبپرهها است كه روشنايى انبساط دهندهء همهء اشياء آنها را منقبض مىنمايد و تاريكى منقبض كنندهء همهء زندهها آنها را منبسط مىسازد [ جاى شگفتى است ] كه چشمان شبپرهها ناتوان است از استفاده از نور آفتاب روشنگر كه آنها را در طرق زندگى راهنمايى كند و با وضوح دلالت خورشيد با آنچه كه مىداند و مىخواهد ، ارتباط برقرار كند و آنها را بوسيلهء درخشش نور آفتاب از حركت و گذشتن در انبوه تابش آن ، منع نموده است و آنها را در نهانگاه شان مخفى مىدارد كه از حركت در روشنايىهاى آفتاب باز مىمانند شبپره در هنگام روز پلكها بر روى حدقههاى چشمش مىاندازد شب هنگام براى او ، روشنايى است كه به راهنمايى آن براى پيدا كردن روزىهاى خود ، به حركت در مىآيد چشمان شبپرهها را ، تاريكى شب از تلاش در راه آنچه كه مىخواهد ، باز نمىدارد و از حركت در ظلمات شب ، به جهت تاريكى آن امتناعى ندارد بامدادان كه خورشيد جهان افروز براى زمين نشينان نقاب از چهره بر مىدارد و روشناييهاى روزانه آن [ حتى ] بر لانههاى سوسمار تابيدن مىگيرد ، شبپره مژهها بر لبههاى چشم برنهد و به معاش اندوختهء خود در تاريكيهاى شب ، روى مىآورد پس پاكيزه پروردگارى كه شب را براى شبپره روز و زمان تحصيل معاش قرار داد و روز را براى آن ، موقع آرامش و استراحت . پاكيزه پروردگارى كه براى شبپره بالهايى از گوشش آفريد كه در هنگام احتياج به پرواز با آن بالها ، به پرواز در مىآيد گويى آن بالها پاره اى از گوشهاى انسان است كه نه پرهايى دارد و نه رگهايى ولى تو ، جاهاى رگها را در آنها آشكار مىبينى براى شبپرهها دو بال است نه آن چنان رقيق و نازك كه شكافته شوند و نه آن قدر سخت تا سنگينى كنند اگر شبپرهها مىپرند و كودكان آنها ، چسبيده و پناهنده به آنها مىباشند اگر مادران بيفتند [ فرود آيند ] كودكان نيز با آنها مىافتند و اگر به پرواز در آيند كودكان نيز با مادران خود